خرید بک لینک

دیروز که راهی شدم از کوچه به پایین --- دیدم که خیابان شده مسدود ز ماشین

گفتم چه ترافیک عجیبی شده امروز --- این ولوله از چیست؟ چنین حرکت مرموز!

مشتی کت و شلوار به تن کرده و خوش پوش --- دستان به کمر، سرخ و تپل، خنده بنا گوش

دیدم که قدم می زند از عرض خیابان --- یک عده که گویی شده دلواپس مهمان

یکباره به ناگاه صدایی به هوا خواست --- آنگونه که از ترس شدم موی به تن راست

فریاد که از راه رسید آن خبر داغ --- خیزید و خز آرید که آباد شد این باغ!

با بوق و کف و شادی و سوت و قر و تمبک --- آمد ز ره آن گاری و قارقارک و غلطک

آسفالت فرو ریخت پر از دود و کثیفی --- ملت همه جستند بجز یک دو ردیفی

آگه که شدم آنگه از آن قلقله و شور --- برگشتم و با غصه و رنجور شدم دور

هر چند که راحت شدم از چاله و گودال --- خوشحالم از این حرکت جنبنده و فعال

لیکن سخنی با کت و شلوار کذایی --- وقتی که ترک می خورد آن لوله کجایی؟!

وقتی که در این شهر پر از مشکل کور است --- وقتی که پر از کاستی و فقر و قصور است

درمان نشود مغز و عصب، قلب و سیاتیک --- با این بزک و روکشی و سرمه و ماتیک!

برچسب: نویسنده: پویا صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 12:16

صفحه بندی